مجموعة مؤلفين ( مترجم : عبد الحسين بينش )
54
مع الركب الحسيني ( با كاروان حسينى ) ( فارسي )
دين خود هيچ سابقهاى ندارد ، شايد خطا نرفته باشيم . شواهد اين حقيقت از نخستين روزهاى پيدايش اينان تا روزگار ما ، در جاى جاى تاريخ بشرى ، به چشم مىخورد . مسيحيان نيز در شيوه تخريب از درون ، همان راهِ يهوديان را در پيش گرفته ، در اين زمينه به موفقيتهاى بزرگى نيز دست يافتهاند . پيروان اين دين هم در اين زمينه تاريخ ويژهاى دارند كه تأثير آن در زندگى مسلمانان تا به امروز عميق و با اهميت بوده است . اهل كتاب در حالى كه دلهايشان در آتش كينه و حسد مىسوخت همچنان روند حركت اسلام را در روزگار پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم زير نظر داشتند ، ولى خود را بى تفاوت نشان مىدادند و پيوسته منتظر فرصتى بودند كه در روند حوادث مداخله كرده جامعه اسلامى را از مسير روشن و مستقيم منحرف سازند . گرچه اينان با استفاده از ارتباط مستحكم و ديرينه برخى عناصرى كه اينك به اسلام درآمده بودند و از صحابه به شمار مىرفتند - و نام هايشان معلوم است - « 1 » اعمال نفوذ مىكردند ، ولى به اين اندازه بسنده نكردند و شمارى از عالمان خود را كه در كار تخريب از درون استاد بودند ، به صفوف مسلمانان نفوذ دادند تا يكى ديگر از شاخههاى جريان نفاق را در درون حركت اسلام تشكيل دهند ؛ و اين نوع از نفاق را در راستاى كمك به خط انحراف و روى گرداندن از رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم به طور مؤثر و كارآمد پشتيبانى كنند . سرشناسترين اين عناصر مخرّب از يهود « كعب الاحبار » و از نصارا « تميم الدارى » بودند . پس از اينها شاگردانشان آمدند و شبكه خطرناكى را در ميان مشاوران ، دبيران ، خدمتكاران و اطرافيان خلفا تشكيل دادند . شگفت اين جاست كه كعب الاحبار نه در روزگار پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم و ابوبكر ، بلكه در روزگار عمر اسلام آورد . در حالى كه استادش به نام ابوسموئل [ پيش از او ] در روزگار خليفه اول ، « ابوبكر » ، به اسلام گرويده بود . « 2 » هنگامى كه عباس بن عبدالمطلّب سبب تأخير اسلام كعب الاحبار تا روزگار عمر را از وى پرسيد ، پاسخ داد كه پدرش حقيقت كار محمد صلى الله عليه و آله و سلم و امّتش را در نامهاى نوشته و مهر كرده بود و دستور داده بود كه مهر آن
--> ( 1 ) - ر . ك . السيرة النبويه ، ابن هشام ، ج 2 ، ص 174 - 177 . ( 2 ) - أضواء على السنة المحمديه ، ص 148 - 149 .